بررسی تطبیقی کاربرد هفت اصل تزیینی هنر نگارگری ایران در نگاره‌های هفت‌اورنگ ابراهیم‌میرزا

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.

2 دانشیار گروه پژوهش هنر. دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.

10.22034/ra.2021.526323.1031

چکیده

یکی از وجوه مهم ساختار بصری هنر نگارگری‌ایران، وجه تزیین‌گرایی آن است که در مکاتب مختلف، صورت‌هایی متنوع به‌خودگرفته و در دورة صفوی با تدوین هفت اصل تزئینی نگارگری توسط احمد‌موسی، بیانی مدون یافته‌است. این اصول عبارتند از اسلیمی، ختایی، فرنگی، نیلوفر، ابر، واق، بند‌رومی(گره‌ چینی). به‌نظر می‌رسد درباره کاربرد این اصول، در نگارگری مکتب‌مشهد، پژوهشی صورت نپذیرفته و از‌آنجا‌که نسخه هفت‌اورنگ ابراهیم‌میرزا، از جمله نسخ باشکوهی‌است که توسط نگارگران عصر‌صفوی در مشهد مصور گردیده، این بررسی می‌تواند اطلاعات بیشتری از ویژگی‌های ‌نگارگری مکتب‌ مشهد به‌دست‌ دهد. بنابراین پرسش‌ اصلی پژوهش حاضر این‌‌است که اصول هفتگانه تزئینی نگارگری‌ایران در عصر‌صفوی، چگونه در نگاره‌های هفت‌اورنگ ابراهیم‌میرزا به‌کار ‌رفته‌ است؟ هدف پژوهش، بررسی تطبیقی کاربرد هفت اصل تزئینی نگارگری در نگاره‌های ‌هفت‌اورنگ  ابراهیم‌میرزاست. روش ‌پژوهش توصیفی-تطبیقی و روش‌ گردآوری‌ اطلاعات، کتابخانه‌ای است. یافته‌های ‌پژوهش نشان‌ می‌دهد که اصول‌ ختایی و نیلوفر، بیشتر از سایرین و اصل ‌اسلیمی بیشتر در کاشی نمای بناها، اصل‌ابر در نیمی از نگاره‌ها و اصل ‌واق در اغلب آن‌ها استفاده شده، درحالی‌که اصل‌ فرنگی بسیار کم تر و فقط در آثار شیخ ‌محمد و میرزاعلی دیده‌ می‌شود. اصل‌گره در نگاره‌های دارای بنا به سبک معماری رایج دوره‌ صفویه استفاده شده‌است. درواقع نگارگران نسخه هفت‌اورنگ کوشیده‌اند تا به سنت تزئین‌گرایی نگارگری ایران وفادار باشند که علاوه‌بر نمایش مهارت آنان، می‌تواند از ویژگی‌های‌کتاب‌آرایی مکتب ‌مشهد نیز به‌شمارآید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Comparative S tudy of the Usage of Seven Decorative Principles of Iranian Painting in the Paintings of Ibrahim Mirza’s Haft Awrang

نویسندگان [English]

  • Zohreh Taher 1
  • Hashem Hoseini 2
1 Graduate S tudent in Art Research, Department of Art Research, Neyshabur University, Neyshabur, Iran.
2 Associate Professor, Department of Art Research, University of Neyshabur, Neyshabur, Iran.
چکیده [English]

One of the important aspects of the visual s tructure of Iranian painting is its decorative aspect, which has taken various forms in different schools and has been expressed in the Safavid period with the compilation of seven decorative principles of painting by Ahmad Mousa. These principles include Islimi, Khataie, Farangi, Niloofar, Abr, Waq, Bande Rumi (Greh Chini). It seems that no research has been done on the usage of these principles in the painting of Mashhad School, and since Ibrahim Mirza’s Haft Awrang is one of the magnificent manuscripts illus trated by Safavid painters in Mashhad, this s tudy can provide more information on the characteris tics of Mashhad school. Therefore, the main ques tion of the present s tudy is how the seven decorative principles of Iranian painting in the Safavid era were used in Ibrahim Mirza’s Haft Awrang? The aim is a comparative s tudy of the usage of Seven Decorative Principles of Iranian Painting in the paintings of Ibrahim Mirza’s Haft Awrang. The method of this research is descriptive-comparative and the method of data collection is library. Findings show that the principles of Khataie and Niloofar are used by all painters and in all paintings; in fact Khatai principle has been used to decorate the components of the painting and in golden, azure, red, blue, white and black colors. Niloofar principle has been widely used among Khatai motifs and in various colors. This process of using Niloofar Principle continued during the reign of Shah Abbas Safavid, but its name was changed to Shah Abbasi flower. Islimi Principle is used more in the facade tiles of the building and it is more of a golden color that is embossed on an azure and black background. Abr Principle which is of Chinese origin, is used in half of the paintings, and in mos t cases in black and white. Waq Principle, which is derived from the concept of the tree of life, is also used in mos t paintings, and this shows the adherence to the painting traditions of the pas t. While the usage of Farangi Principle is much less than other principles and is used only in the works of Sheikh Mohammad and Mirza Ali, and considering that almos t half of the paintings are attributed to these two painters, it s till has a low percentage of usage. In fact, after a period of decline, at the end of the Safavid period, Farangi Principle is used again in abundance and in the form of Farangisazi. Greh Principle is used in paintings based on the common architectural s tyle of the Safavid period. In fact, the painters of Haft Awrang have tried to be faithful to the decorative tradition of Iranian painting, which in addition to showing their skills in painting, can also be considered as a feature of their artwork. In addition, the different levels of usage of these principles and the emphasis on decorating many components of the paintings, can be considered as one of the features of Mashhad school book decoration, which of course needs more researches.
Keywords
Safavid Art, Mashhad School of Book Decoration, Ibrahim Mirza’s Haft Awrang, Seven Decorative Principles of Painting.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Safavid art
  • Mashhad School of Book Decoration
  • Ibrahim Mirza’s Haft Awrang
  • Seven Decorative Principles of Painting
آژند، یعقوب (1393)، هفت اصل تزیینی هنر ایران، تهران: پیکره.
آژند، یعقوب (1390)، اصل “واق” در نقاشی ایران، هنرهای زیبا، شماره 38، صص 5-41.
آژند، یعقوب (1388)، اصل ختایی در کتاب آرایی ایران، نگره، شماره 10، صص 16-30.
آژند، یعقوب   (1384)، سیمای سلطان محمّد نقاش، تهران: فرهنگستان هنر.
پاکباز، رویین (1388)، نقّاشی ایرانی از دیرباز تا امروز، تهران: زر و سیمین.
جامی، نورالدین عبدالرحمن بن احمد (1378)، مثنوی هفت اورنگ، تهران: میراث مکتوب.
حسینی، مهدی (1385)، هفت‌اورنگ (جامی به روایت تصویر)، کتاب ماه هنر،  صص 6-19.
دلفانی ارکسی، پروانه و بنی اردلان، اسماعیل (1397)، ساختار پرسپکتیو در نگارگری ایرانی و نظریه اِبصار ابن هیثم، پژوهش در هنر و علوم انسانی، شماره 6، صص 43-55.
شاد قزوینی، پریسا (1393)، بررسی اصول مبانی هنرهای سنتی ایران؛ نگاهی به کتاب هفت اصل تزیینی هنر ایران، هنر، شماره 3 و 4، صص 41-61.
شریفی، سمیه (1396)، نقد تطبیقی شعر هفت‌اورنگ عبدالرّحمن جامی و نگاره‌های هفت‌اورنگ سلطان ابراهیم‌میرزا، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند.
شرو سیمپسون، ماریانا (1382)، شعر و نقاشی ایرانی، حمایت از هنر ایران. شاهکارهای نقاشی از قرن دهم، مترجم: عبدالعلی براتی و فرزاد کیانی، مقدمه و ویرایش: آیدین آغداشلو، تهران: نسیم دانش.
شعبان پور، منیره (1382)، مکتب نگارگری هرات و هفت‌اورنگ، کتاب ماه هنر، شماره 63 و 64، صص 86-92.
صادقی بیگ، افشار   (1372)، قانون الصور در کتاب آرایی در تمدن اسلامی، بازتألیف: نجیب مایل هروی، مشهد: آستان قدس رضوی.
عظیمی نژاد، مریم؛ خواجه احمد عطاری، علیرضا؛ نجارپور جباری، صمد، و تقوی نژاد، بهاره (1396)، تحلیل ساختاری طرح‌های تذهیب در نگاره های هفت‌اورنگ ابراهیم‌میرزا، ماهنامه باغ نظر، 15 (69 )، صص 3-50.
غفاری شهری، زهراسادات و کریمی، علیرضا (1394)، مطالعه تطبیقی تصویرگری میرزا علی در نگاره های خمسه طهماسبی (946-    950ه.) و(هفت اورنگ جامی 964- 973ه.)، همایش ملی نقش خراسان درشکوفایی هنر اسلامی، مشهد.
کن بای، شیلا (1391)،  نقاشی ایرانی، ترجمه: مهدی حسینی، تهران: دانشگاه هنر.
نوروزی طلب، علیرضا (1378)، جستاری در مبانی نظری هنر و مفاهیم نگارگری ایرانی، هنر، ش39، صص 86-108.
ولش، استوارت گری (1374)، نقاشی ایران- نگار ه های عهد صفوی، ترجمه: احمدرضا تفاه، تهران: فرهنگستان.
هاشمی، غلامرضا؛ شیخی، علیرضا و دولت آبادی، فهیمه (1398)، مطالعه تطبیقی تزئینات معماری در نگاره‌های شاهنامه بایسنقری و هفت‌اورنگ ابراهیم‌میرزا، مطالعات تطبیقی هنر، دوره 9، شماره 18، صص 51-70.